شروع می کنی به خواندن 
و روی نت های من
بالا و پایین میری
و من .....
غرق در زیر و بم صداها
بی صدا
خفه می شم.
با من برقص
زیر نور این ماه همیشه نقره ای.
و...........
کاش دنیا همیشه مثل این شب ها آرام و بی صدا بماند.
ولنتاینت مبارک چشم اقیانوسی من.

با صدای بلند داد می زنم :
دوستت دارم!

حتی با صدای آهسته
مو به مو برایم می بافی و می بافی
و من دلم می خواهد تمام بافته های بی ارزشت را بسوزانم و بگویم:
میان این همه
منم منم
کمی سکوت هم داری؟

باید نبود تا از شر بودن راحت شد.
باید نبود تا از شر بیهودگی این روزها راحت شد.
باید نبود تا از شر انتظارهای عاصی راحت شد.
باید نبود تا از شر دروغ های این مردم به ظاهر راستین راحت شد.
باید نبود تا از شر تو راحت شد.
باید مرد تا از دست زندگی راحت شد.

هر شب از اینکه مبادا شبی نیمه شبی کسی به گوشی مان زنگ بزند و ما را از خواب ناز بیدار کند گوشی رو Silent می کنیم.
اما آخه یکی نیست بگه کسی که روز خدا زنگ نمی زنه پس شب هم نمی زنه.(اصل سر کاری)
سرد شدم مثل یخ
تلخ می شوم مثل قهوه
و تو چه با اشتها مرا می بلعی.

(گمانم قهوه ی سرد خیلی دوست داری!)
آمدی!
پر شدم
لبریز
سرریز
می روی!
نیست می شوم
ناچیز!
هر که آمد بار خود را بست و رفت
ما همان بدبخت و خوار و بی نصیب
زآن چه حاصل؟جز دروغ و جز دروغ
زین چه حاصل؟جز فریب و جز فریب
(اخوان ثالث)
گرچه دیگر چیزی برای فروش ندارم.
چون تمام هستی مان را با همان
تک کبریت سوخته
به آتش کشیدم.
خاکسترش را ندیدی؟؟
بارون بیاد
تند و شر شر
آروم و نم نم
فقط بیاد
به خاطر من
بریم تو خیابون
خیس خیس شیم
فقط زیر بارون حس می کنم دوستت دارم!
فقط به خاطر بارون!!
فکر کردی من
مایعم که تو ،توی هر ظرفی بریزیم شکل اون ظرف و بگیرم؟نه عزیز من ،من
جامدم.به خاطر همینم هست که اعتراض میکنم. هرچی هم که تا بشم باز تو ظرف تو یکی جا نمیشم.
من اینجا چیکار میکنم؟
تو میدونی؟
نمیدونی؟
پس تو کنار من چیکار میکنی؟

