
بادبادک خاطره هایم
به دست باد!!
و باد که از نفس بیافتد،
باز هم من می مانم و
خاطراتی بر باد رفته...

کسی از من ربوده شده
که:
هیچ بیمه ای توان پرداخت غرامتش را ندارد!
دیوارهایی که تو را در اسارت دارند،
به خاطرم که می آید از زندگی بیزار می شوم.
جنگ تن به تن ما بالاخره قربانی گرفت!
زنده باد قربانی ـ جنگ های ناگزیر.
پ.ن:زود خوب شو.خواهش میکنم.قول میدم...
که این بازی بیهوده را شروع کردم،
توقعی بیش از خوشحالی بردن را داشتم!
گمانم همین باید باشد!!
مثل دریایِ قبل از طوفان.
تو بیدار شدی ،
مثل خرمالو ،گس
تو تلف شدی،تلف.
بی تفاوتی و بی شرمی.
کجای جهان ایستاده ام که تمام بادها به سمت من می وزد؟

قلب شما 
از عطش می سوزد
وبهار زندگی
بر شما می وزد
زمستان و تابستان
وهمه ی چیزها
همچون سایه ی،خدایی،متولد نشده
میان زمین و آفتاب درگذرند،
همه چیز میگذرد
اما حقیقت هرگز عوض نمی شود
وحقیقت،هرگز نخواهد گذشت....
(جبران خلیل جبران)
سال نو با تاخیر فراوان مبارک همه تون باشه.![]()
به امید طلوعی آریایی و شکوهی اهورایی![]()
.

