تبليغاتX
يك قوري حرف دم نكشيده

به دیوار تکیه میکنم و از خونه ی همسایه میام بیرون!

DEATH

 

پام لیز میخوره و سرم میخوره به، پِِله

 

ازش رَد میشه!

 

بی هیچ دردی و هیچ زخمی!!

 

من کِِِِی مُردم؟؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 22:11  توسط شهره  | 


 

می گویی که:دوستم داری!

می گویی که: من برای تو!

و تو برای من!!!

و من از این همه حس تعلق بیزارم!!

(ای مخاطب خاص)

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 22:49  توسط شهره  | 


می خواستمHarp

               آمدنت را چنگ بزنم

            و

ماندنت را ضرب بگیرم

           اما....

              کوک هایم بر باد و

دلم ناشاد.

حیف......

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 12:46  توسط شهره  | 


نیستم یه مدّت تقریبا طولانی!!

مانا بمانید و شاد.

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 13:22  توسط شهره  | 


dreams

رویاهای زیر و رو شده را هر چقدر هم که مرتب کنی

باز کسی هست

تا با بولدوزر

همه را شخم بزند...

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 12:45  توسط شهره  | 


ما به دعوت خواهر عزیزتر از جانمان به این بازی جمله سازی دعوت شده ایم.

این نیز جمله ی تاریخی ما:

(به روزها سلامی دوباره خواهم داد)

قضایای این بازی:

۱.عبارت شش ‌کلمه‌ای را در وبلاگ خود پست کنید.

۲.به کسی که شما را دعوت کرده است ، در این پست لینک بدهید.

۳. پنج وبلاگ دیگر را با لینک به بازی دعوت کنید.

و اما حالا:ما اینfrined هایمان را به بازی دعوت میکنیم:

زوزه،density،ویولونیست،مرد مرده،تخته پاک کن.

هر کی دوست داشت دعوت مارو اجابت کنه.هر کی هم رد کردسرش سلامت.شاد باشید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 12:40  توسط شهره  | 


و.....

.

.

.

گاهی فرحزاد....

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 11:51  توسط شهره 


lonliness

 

در کنارم هم که باشی،

باز هم،

هجوم تنهایی را به خیالم گریزی نیست!!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 15:47  توسط شهره  |