تبليغاتX
يك قوري حرف دم نكشيده

وه... چه زیبا بود گر پاییز بودم.....

وحشی و پرشور و رنگ آمیز بودم!

شاعری در چشم من میخواند شعری آسمانی،

در کنارم قلب عاشق شعله می زد!!!

*پ.ن:(فروغ فرخزاد)

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 18:7  توسط شهره  | 


...

تنهایی می بافم!!

مرد با مته دیوارهای ذهنم را سوراخ میکند!

بافته هایم خونی می شوند،

می میرند.!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 11:55  توسط شهره  | 


تنفس بی اراده هوا،در این تنهایی عمیق بی معنیست!

خودم را خواهم کشت!!

....

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 11:0  توسط شهره  |