
نه!!
هرگز شب را باور نکردم.
چرا که در فراسوی دهلیزش
به امید دریچه ای
دل بسته بودم ......!
(فروغ فرخزاد)
*ته نوشت:خدایا تو را بسی سپاس.
+
نوشته شده در شنبه ششم مهر 1387ساعت 22:43 توسط شهره
|

نه!!
هرگز شب را باور نکردم.
چرا که در فراسوی دهلیزش
به امید دریچه ای
دل بسته بودم ......!
(فروغ فرخزاد)
*ته نوشت:خدایا تو را بسی سپاس.